معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش خبرنگار ایکنا، جمعی از اساتید، قاریان، مسئولان و فعالان قرآنی به نمایندگی از جامعه قرآنی کشور، عصر امروز شنبه 21 شهریورماه، وعده دیداری ویژه داشتند؛ وعده دیداری در حسینیه الزهراء (س) مجتمع فرهنگی امام خمینی (ره) با یکی از جانبازان جنگ تحمیلی 40 روزه، موسوم به جنگ رمضان و آن کسی نبود جز جانباز «حسین محمدی»، همنام با یکی از قاریان شهید دوران جنگ تحمیلی هشت ساله.
به گزارش خبرنگار ایکنا، جمعی از اساتید، قاریان، مسئولان و فعالان قرآنی به نمایندگی از جامعه قرآنی کشور، عصر امروز شنبه 21 شهریورماه، وعده دیداری ویژه داشتند؛ وعده دیداری در حسینیه الزهراء (س) مجتمع فرهنگی امام خمینی (ره) با یکی از جانبازان جنگ تحمیلی 40 روزه، موسوم به جنگ رمضان و آن کسی نبود جز جانباز «حسین محمدی»، همنام با یکی از قاریان شهید دوران جنگ تحمیلی هشت ساله.
چهره های آشنای قرآنی یک به یک به مراسم وارد شدند؛ اساتیدی همچون محمد خواجوی، ولی یاراحمدی، محمدعلی خواجه پیری، ولی یاراحمدی، علی اکبر ملکشاهی، سیدمحسن موسوی بلده و محمدرضا ابوالقاسمی که البته به دنبال آن ها مسئولان قرآنی همچون محمد انجم شعاع، مدیرعامل اتحادیه مؤسسات و تشکل های قرآنی، مرتضی توکلی، قانم مقام مرکز طبع و نشر قرآن، علی قاسم آبادی، کارشناس شورای عالی قرآن، محمدتقی میرزاجانی، معاون آموزش شورای عالی قرآن، محمدحسین فدوی به نمایندگی از مرکز عالی قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حسن محمدی به نمایندگی از انجمن خادمان قرآن، رحیم قربانی، رئیس فرهنگسرای قرآن و جواد نصیری اوانکی، سرپرست سازمان قرآنی دانشجویان کشور نیز در مراسم حاضر شده و کم کم قاریان نام آشنا و بین المللی شامل احمد ابوالقاسمی، مهدی غلام نژاد، محمدرضا پورزرگری نیز که انتظار می رفت حضور آن ها این مراسم را تبدیل به یک محفل انس با قرآن کند، به این جمع قرآنی اضافه شدند.
آن ها در انتظار جانباز حسین محمدی، جوانی بیست و چندساله بودند؛ البته اغلب آن ها جز اینکه او در جریان جنگ اخیر به درجه جانبازی نائل آمده، اطلاع چندانی از او نداشتند، ولی وقتی در جریان زندگی او و همسرش قرار گرفتند، با نهایت حیرت، زبان به تحسین چنین جوان غیور و سلحشوری گشوده و این ملاقات را یکی از استثنایی ترین دیدار های جامعه قرآنی با خانواده شهدا و یا جانبازان سه جنگ تحمیلی معاصر توصیف کردند.
حسین محمدی، جوانی 23 ساله است و بچه کرمانشاه؛ از نسلی که به آنها گفته می شود نسل Z، اما او سری جدا از این هم نسلی های خود دارد. پاسدار است؛ از آن جان برکفانی که پای لانچر های پرتاب موشک و در حساس ترین نقاط در تیررس دشمن، در اثنای انجام مأموریت، جانباز نائل می شود.
محمدی با بیان اینکه 9 اسفند که جنگ شروع شد، آسمان کرمانشاه بسیار ناامن بود و البته بعد از جنگ دوازده روزه، ماجرا را اینگونه شرح داد: پس از وقوع جنگ دوازده روزه که پادگان ما تخلیه شده بود، ما را بین واحد های دیگر تقسیم کردند و بعد از وقوع جنگ رمضان تا 3 یا چهار روز با ما تماسی گرفته نشد. 13 اسفند زمان عجیبی بود؛ همان شب قرار بود همسرم برای وضع حمل و به دنیا آوردن دخترانمان به بیمارستان اعزام شود. فرمانده با من تماس تلفنی گرفت و گفت که برای کار با لانچر مأمور شده ام!...
شاید در وهله نخست هر کس دیگری بود، تولد نوزادش که 9 ماه چشم انتظار آمدن او را کشیده اند را بهانه می آورد و حداقل یکی دو روز دیرتر برای رفتن بر سر مأموریت اجازه می خواست، اما گویا بیشتر از حسین محمدی، همسرش زهرا، مشتاق و راغب است که او به موقع به مأموریت برود؛ حسین محمدی به مأموریتش اعزام شد و در دومین دستور برای شلیک موشک، در حالی که در ماشین عظیم الجثه لانچر حمل و شلیک موشک نشسته است، بر اثر شلیک مستقیم پهپاد دشمن، دو دست و دو پای خود را از دست داد و جانباز شد.
لحظات حمله پهپاد دشمن و به جانبازی نائل شدن حسین محمدی همزمان است به وضع حمل همسر او در بیمارستان؛ دختری به دنیا می آید که پیشتر این دو زن و شوهر جوان نام «حنانه» را برای او انتخاب کرده بودند، اما به سبب عشق و علاقه وافر آنها به سه ساله ابی عبدالله (ع)، مُسمی به نام رقیه می شود. خبر جانبازی حسین در بیمارستان به اطلاع خانواده خود او و همسرش می رسد. اتفاقی که گویا پیشتر هم برای حسین و هم همسرش زهرا دور از انتظار نبوده است.
همسر این جانباز در این باره، گفت: دو سه شب پیش از این واقعه حسابی دلشوره داشتم و البته شب خوابی دیدم که در آن مصایبی که به حضرت زینب (س) در دشت کربلا وارد شده بود، به من نشان داده شد. همان شب وقتی از خواب بیدار شدم ذکر بی بی حضرت زهرا (س) و خانم حضرت زینب (س) بر لبانم جاری بود و همانجا از خدا خواستم که نکند روزی شرمنده ایشان شوم.
در این بخش مراسم، همسر جانباز حسین محمدی سخن دیگری بر زبان جاری ساخت که دیگر برای همه حضار در جلسه مسجل شد که آن دو اگرچه متعلق به نسلی موسوم به نسل Z هستند، اما شاید با اغلب و یا حتی به جرئت با همه آنها متفاوت باشند. او گفت: من و حسین 3 خرداد سال 1403 بر سر مزار شهدای کرمانشاه پیمان زناشویی با یکدیگر بستیم و از همان روز اول با هم عهد کردیم بیشتر از اینکه همسر هم باشیم، با هم همسنگر باشیم. خوشحالم همزمان با تولد دخترم رقیه، همسرم نیز دوباره متولد شد.
حسین محمدی نیز از لحظه عقدکنانشان بر سر مزار شهدا به نیکی یاد کرد و ادامه داد: وقتی که قصدمان را با خانواده مطرح کردیم که می خواهیم در اوج سادگی این مراسم را برگزار کنیم شاید ابتدا تصور می کردیم که با مخالفت خانواده رو به رو شویم، اما آنها نیز از این قصد ما استقبال کردند و این مراسم در اوج سادگی و صفا برگزار شد.
اما در ابتدای این گزارش از شهید حسین محمدی از شهدای دوران دفاع مقدس هشت ساله یاد شد که همنام با این جانباز جنگ رمضان است؛ قاری شهیدی که از شاگردان کلاس های قرآن استاد محسن موسوی بلده در دهه 60 بود. در ادامه این مراسم نیز موسوی بلده در سخنانی به بیان مطالبی و ارتباط آن با موضوع جانبازی حسین محمدی پرداخت و گفت: تاریخ می گوید وقتی هابیل و قابیل با یکدیگر اختلاف پیدا کردند در رقابت با هم، تصمیم گرفتند تا هدیه ای به خداوند تقدیم کنند که وقتی خداوند هدیه یکی از آنها را پذیرفت، این امر ملاکی باشد که متوجه شوند کدامیک از آنها نزد خداوند مقبول است.
وی ادامه داد: هدیه هابیل در برق صاعقه سوخت، اما هدیه قابیل صحیح و سالم ماند. تعبیر من آن است که آنچه سوخت، مورد قبول خداوند واقع شد ولی خداوند به هدیه قابیل با وجود آنکه دست نخورد و سالم ماند، نگاه هم نکرد.
موسوی بلده افزود: من می گویم دست و پای جانباز حسین محمدی نیز که به ظاهر از بین رفته است، همانند همان هدیه هابیل است که خداوند آن را پذیرفته است.
این پیشکسوت قرآن گفت: مثال دیگری که در این راستا می توان زد، بیان خاطره ای است که سال ها قبل رخ داد؛ «محمد اللیثی» قاری شهیر مصری سال ها پیش به ایران آمد و به دعوت دانشکده علوم و فنون فارابی برای برگزاری محفلی دعوت شد. آن زمان رئیس دانشکده، عباس سلیمی بود. اللیثی وارد آن مجلس شد، اما در کمال ناباوری و در حالی که بسیاری برای شنیدن تلاوت او در سالن دانشکده جمع شده بودند گفت که چندان حس و حالی برای تلاوت ندارد.
وی تصریح کرد: در آن موقع مرحوم علی فراهانی از مادحین مشهور به ذکر مصیبت امام حسین (ع) پرداخت و این اجرا آنچنان روی اللیثی اثر گذاشت که او ناگهان منقلب شده و برای تلاوت قرآن اظهار تمایل کرد. تلاوتی را براساس همان دستگاهی که مرحوم فراهانی مداحی کرده بود، اجرا کرد که تحسین همگان را برانگیخت. دوستان و همراهان او می گویند بعد ها او در جمع خانواده خود گفته که در تمام عمر چنین تلاوت دلنشینی نداشته است.
این پیشکسوت قرآن افزود: همراهان این استاد فقید قرآن بعد ها گفتند که اللیثی در زمان مراجعت از آن مجلس مرتب با دست به پایش می کوبید و می گفت: «أمانَک یاحسین (ع)». اللیثی چند سال بعد سرطان حنجره گرفت و فوت کرد. تعبیر من آن است که حنجره او از جانب خدا پذیرفته شده است. بعد ها که پدر اللیثی نیز به رحمت خدا رفت و خواستند او را در قبر این قاری شهید مصری بگذارند، در کمال تعجب دیدند که همه جسد اللیثی پوسیده است، اما تنها دست راست او سالم مانده است. باز تعبیر من آن است که این همان دستی است که او آن شب با آن روی پای خود زده و می گفت: أمانک یا حسین (ع) و به نظر من دست او نیز از سوی خداوند پذیرفته شده است. اینها را به این دلیل گفتم تا همچنان تأکید کنم دست و پای این جانباز سرافراز بحق و قطعاً از سوی خداوند پذیرفته شده است.
وی از شاگرد شهید خود حسین محمدی نیز یاد کرد و گفت: حسین، زمانی که وارد کلاس قرآن من شد، 11 ساله بود و به سرعت هم پیشرفت کرد و وقتی قرآن را به سبک استاد حسان تلاوت می کرد، با وجود آن سن و سال کم، تحسین همه را برمی انگیخت. او در 17 سالگی در جبهه های جنگ به شهادت رسید و در طول 5 و یا 6 سالی که شاگرد من بود، هیچ وقت لحظه ای را به یاد ندارم که چهره او فاقد لبخند بوده باشد.
در ادامه نیز گوشه هایی از اجرای تلاوت شهید حسین محمدی برای حضار پخش شد و در ادامه جانباز حسین محمدی که خود نیز فعال قرآنی است، از برگزاری جلسات هفتگی خانگی تا پیش از شیوع کرونا که خانواده اش اقدام به دایر کردن آن می کردند، گفت؛ جلساتی که بعد از اعتراض همسایه ها، به جایی خارج از شهر و نزدیک میدانی با نام ماهی دشت در کرمانشاه منتقل شد. این مکان اخیراً با تلاش خانواده و پدر همسرش تبدیل به حسینیه و موکب شده است. این موکب در مسیر پیاده روی اربعین بدون آنکه آنها در آن دخالتی داشته باشند، با عنایات حضرت سیدالشهداء (ع) به تازگی نیز آسفالت شده است.
وی، زندگی خود و همسرش را مدیون عنایات امام حسین (ع) دانست و در ادامه گفت: من پولی برای خرید عروسی مهیا کرده بودم، اما وقتی یکی از اطرافیان برای برپایی مراسم عزای امام حسین (ع) نیاز به پول داشت با موافقت همسرم آن را برای این امر اختصاص دادیم و با وجود آنکه تازه به استخدام سپاه درآمده بودم و نمی توانستم از خانه های سازمانی استفاده کنم، اما خود حضرت این امر را برای ما مهیا کرد و ما توانستیم در عین ناباوری در یکی از واحد های سازمانی اسکان پیدا کنیم.
محمدی با اشاره به اینکه اخیراً تصاویری از رانندگی او با وضعیت پیش آمده در فضای مجازی منتشر شده است، گفت: این تصاویر را به عمد در فضای مجازی بارگذاری کردم تا بگویم همچنان باید به زندگی امید داشت، مخصوصاً روی صحبت من با جوانانی است که در مقاطع گوناگون ناامید می شوند؛ خواستم به آنها نشان دهم که می توان تحت هر شرایطی حتی با نداشتن دست و پا نیز زندگی کرد.
علی اکبر ملکشاهی، قاری و مدرس پیشکسوت قرآن که اصالتاً کرمانشاهی است در ادامه این مراسم با تقدیر و تحسین روحیه ایثارگرانه و سلحشورانه این زوج جوان، از همسر جانبار محمدی پرسید: مسلماً شما با مشکلات و مخاطرات زیادی پس از این، با توجه به شرایطی که همسرتان دارد رو به رو خواهید شد، دیدگاه و نظرتان در مورد آینده چیست؟ چه چیزی می بینید که ما قادر به دیدن آن نیستیم و شما را امیدوار به آینده می کند؟
همسر جانباز محمدی در پاسخ گفت: آینده ای بسیار روشن می بینم. ایران اسلامی متعلق به امام زمان (عج) و ما سربازان ایشان هستیم که تمام تلاش خود را کردیم تا وظیفه و سهم خود را به درستی به انجام برسانیم. مسلماً سختی و مشکلات زیاد خواهد بود، اما وقتی به این مسئله فکر می کنم که قرار است با ظهور مهدی موعود (عج)، افراد و اشخاصی همچون حاج قاسم سلیمانی، امام شهیدمان و شهید آیت الله رئیسی نیز همراه ایشان باشند قطعاً آینده ای بسیار روشن در انتظار ما و آیندگان خواهد بود.
جانبار حسین محمدی، خواهرزاده سرهنگ نوری، مسئول مرکز قرآن عقیدتی ـ سیاسی ستاد کل نیرو های مسلح است، سرهنگ نوری در ادامه گفت: در مورد موکب مورد اشاره در این مراسم، بگویم که این جانباز سرافراز به اتفاق دوستانش، در حالی که صورت خود را پوشانده بودند تا شناخته نشوند، زائران عتبات بودند را برای اسکان در موکب و مکان های دیگر دعوت می کردند، تا جایی که از سوی برخی نیرو های امنیتی این نگرانی پیش آمده بود که نکند آنها قصد آزار و اذیت زائران را داشته باشند. می خواهم بگویم که خواهرزاده من از همان ابتدا نیز چنین روحیه ای داشت و خود را خادم زائران سیدالشهداء (ع) می دانست.
وی ادامه داد: در زمانی که در بیمارستان پس از عمل جراحی به هوش آمد من بالای سر او بودم. ناخودآگاه پس از به هوش آمدن با آن دو دست قطع شده شروع به سینه زدن و مداحی کرد و روضه عباس بن علی (ع) را خواند.
پدر جانباز محمدی نیز با تشکر از برگزارکنندگان این مراسم گفت: زمانی که خبر جانباز شدن حسین به من داده شد، به من گفتند که دو دست و دو پای او از بدن قطع شده است. پرسیدم قادر به تکلم است و گفتند بله و من همان موقع او را نذر حضرت عباس (ع) کردم و خوشحال از این بودم که می توانم با او صحبت کنم.
در پایان نیز احمد ابوالقاسمی، قاری بین المللی به تلاوت آیاتی از قرآن پرداخت؛ وی پیش از تلاوت گفت: جای بسی شگفتی دارد و همچنان شخصاً متعجب هستم. مگر می شود جوانانی در این سن و سال در حالی که اغلب هم سن و سالان آن ها در پی وعده های پرزرق و برق و دروغین دنیا هستند و به آن دلبسته اند، اینگونه سخن بگویند و همسر جانباز در این سن و سال پایین بگوید آن شبی که فرزندم متولد شد، همسرم نیز تولد دوباره یافت؟ به نظرم این معجزه است.
وی در ادامه گفت: در اغلب محافل و مجالس اینچنینی بسیار تلاش می کنم تا از میان آیات قرآن، آنهایی را که به مجلس و موضوع آن ارتباط دارد پیدا کرده و تلاوت کنم، اما در این مراسم به جرئت می توانم بگویم از هر کجای قرآن تلاوت کنم، مصداقی از آن را می توان در وجود جانباز حسین محمدی پیدا کرد.
محمدتقی میرزاجانی، معاون پژوهش و آموزش شورای عالی قرآن نیز در ابتدای این مراسم ضمن خوشامدگویی به میهمانان گفت: روایتی منسوب به حضرت محمد (ص) است که خطاب به امام حسین (ع) فرمودند خداوند اراده کرده است تا تو را قتیل در راه خودش ببیند. اگر این امر را خواست و اراده تشریعی و نه تکوینی خداوند بدانیم، باید گفت که ذات باری تعالی در آن زمان راضی به جان دادن حسین بن علی (ع) در راه مبارزه با ظلم شد و آن را بیش از هر وضعیتی دیگر پسندید. در مورد جانباز حسین محمدی نیز باید گفت خداوند اراده کرده است تا او را اینگونه در راه پاسداشت حق و حقیقت جانباز میهن مشاهده کند.
میرزاجانی در پایان سخنان خود گفت: اینکه نام جانباز محمدی در این مدت کوتاه توانسته است آوازه ای پیدا کند و موجب جریان سازی در عرصه مجاهدت، رشادت و حتی جان برکفی در راه پاسداری از میهن اسلامی شود را باید از حجت های ناب الهی در این عصر و زمان به حساب آورد که او را تبدیل به الگویی برای همه و به ویژه جوانان کرده است.
رحیم قربانی، رئیس فرهنگسرای قرآن نیز در سخنان کوتاهی امثال جانباز حسین محمدی را الگوی عینی و عملی قرآن دانست و گفت: او تجسم واقعی آیه های ایثار، مقاومت، جهاد و امید است. او و همانند او با الگوبرداری از مکتب امام حسین (ع) تا پای جان برای دفاع از کیان اسلامی ایستادگی کردند، لذا باید آنها برای ما نمونه های واقعی از قهرمانان باشند، نه کسانی که به دروغ و به شکل کاذب از آنها تعبیر به قهرمان کرده و سلبریتی نامیده می شوند.
وی در پایان گفت: اگر ما از همان ابتدا به جای روی آوردن به اشکال دروغین قهرمان سازی و الگوسازی به دنبال پیروی از سبک زندگی این قهرمانان واقعی بودیم، شاید امروز دیگر شاهد این ناهنجاری ها و عصیان های فرهنگی و اجتماعی در زندگی روزمره خود نبودیم.
در پایان این دیدار، هر یک از مسئولان، هدیه ای قرآنی را از سازمان و نهاد متبوع خود به جانباز حسین محمدی اهدا کردند.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}